تبليغاتX
بوف تنهایی من

بوف تنهایی من

زنده برای عشق

برنامه بازدید از جنگلهای منطقه لفور و آبشار گزو (15 اردیبهشت 1391)

+ نوشته شده در  91/02/10ساعت   توسط ب و ف  | 

تو روحت ایمان

والا داشتم زندگیمو می کردم که یهویی اومدی کرم وبلاگ نویسیو دوباره انداختی تو تنبونم .......

از اولین پستم تو این بلاگ یه چهار سالی میگزره و از آخرین پستم یه دو سالی میگزره تو این دو سالی چند باری وسوسه شدم برگردم ولی فضای جدید اینترنت مسیرمو عوض می کرد تا امروز روزی که با دوستام بودم و با ایمان بحث وبلاگ می کردیم ...

هیچ فکرشو نمی کردم شبی که اومدم خونه یه دفعه بیام و وبلاگم و باز کنم و شروع کنم به خوندن همه پستای قدیمیم و ببینم علیرضا چقدر عوض شده ، جالب بود ، دوست دارم دوباره شروع کنم به نوشتن تا یه چهار سال دیگه وقتی نشستم و پستهای قدیمیمو خوندم ببینم باز علیرضا عوض شده یا .......

+ نوشته شده در  89/10/15ساعت   توسط ب و ف  | 

برای تو

از من به تو یک یادگاری

از تو به من یک نگاه

از من به تو یک آه

از تو به من یک فریاد

از من به تو یک تمنا

از تو به من .......

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت   توسط ب و ف  | 

به سراغ من اگر می آیی به هنگام خوابهایم نیا که سخت در رویاهایم پیچیده ام

+ نوشته شده در  86/12/01ساعت   توسط ب و ف  | 

انسان ها را آیا به خواب ماهی ها جایی هست

در آن دریایی که به اقیانوسی می ریخت

پری کوچکی دیدم

که دلش را که به وسعت زندگی بود

در یک نی لبک چوبین عاشفانه می نواخت آرام ، آرام

پری کوچک تنهایی

که روزی مرا به یک بوسه به دنیا آورد

و یک شب به یک بوسه از دنیا خواهد برد

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت   توسط ب و ف  | 

نام دیگر من



در سفرم بر خط زمان و مکان دیوانه وار می جویم اویی را که در لامکان بود و در زمان ایستاده اویی که به من گفت : کاملم کن
در سفرم در خط زمان و مکان عاشقانه می جویم اویی را
زندگی ها از سفرم می گذرد و دیگر تمیزی نیست بین عاشق و دیوانه بودنم که اکنون جنون نام دیگر من است
البته نه مجنون که مجنون لیلی داشت و جنون....جنون

+ نوشته شده در  86/11/06ساعت   توسط ب و ف  | 

در شب سرد زمستانی

دلم یهو کرسی خواست با یه مادرجون ، نه ... یه پدرجون اونی که ندیدمش ، دوست داشتم برام قصه بگه بعد پریش بیادو منو ببره ببره ببره تو قصه هاش .
بیادو ببره ببره ببره
+ نوشته شده در  86/10/19ساعت   توسط ب و ف  |